دومینو به قلم آزاده دریکوندی
پارت پنجاه و پنجم :
- نگران نباش! میعاد هیچ کاری نمیتونه بکنه چون سهند شدیدا محافظت میشه! البته فکر نمیکنم خودش بدونه که یه عده تا این اندازه مراقبشن!
سورن بیاهمیت پرسید:
- چطور؟
- آخه دورادور پیاش میان و میرن.
- حالا مطمئنی آدمهای عمهاش هستن؟
میکائیل باز هم لبهی میز او نشست و با بی خیالی کامل سرش را بالا و پایین کرد.
- آره بابا!
- خیلی خب... با این کاری که میعاد کرد واقعا ل
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
Roghayyeh
0به مبارکی و میمنتی سهند و بانو مزدوج میشن
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ان شاالله😏
۱ سال پیشفاطمه
0اون دلیل که سورن همیشه برای انتقام پا پیش میزار چه هست چرا اخ نمیگه احداقل دلیل موجه داشته باش برای اینکار همش دار شورش در میار بیچاره ستایش این زندگی براش رنگ آرامش ندار عالیه خانوم نکن عروس بانو 👰
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
منتظرم کسی دلیل سورن رو حدس بزنه به خصوص از بچه های مهمیزها🤭
۲ سال پیشسهیل
3خانم دریکوندی عزیز میدونم رو کارکترهاتون حساسید اما دوست دارم سورنو خفه کنم😁👊
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
والله اینطور که پیداست فقط خودمو و فاطمه علی آبادی طرفدارشیم😂
۲ سال پیشسهیل
0این نباتم از آدمای شرور خوشش میاد😂😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اصلا دوستی ما بر پایه این تفاهم شروع شد😂
۲ سال پیشسهیل
0دمتون گرم😂😂😂👌
۲ سال پیشZahra
0اینم از دروغ آقای مرموز که افتاد بیرون اونم از سهند که میخوان شوهرش بدن🤭
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آقای مرموز واقعا رو سفیدم کرده پیش مخاطبام😂 ماچ بهش
۲ سال پیشmoon
0ای کارا اسم داره عالیه خانم ( بیا خودم بهت کمک کنم مادر )🫠😂😂😂😂😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بگو من به گوشش میرسونم🤓
۲ سال پیشپرنیا
0از تو بعید بود😂😂😂
۲ سال پیشمهلا
0💜💜💜
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشنسترن
0چه عالی میشه این بانوی ترک،بانو باشه😍
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
شاید آره شاید نه🤭
۲ سال پیشپرنیا
0یعنی با بانو ؟؟؟ آخیش که ستایش فهمید تا تن ب کاری که راه برگشت رو میبنده نده 😎
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
انقدر فکر کردم تا منظورت رو فهمیدم😂😂😂😂 حالا فرهاد درونم همیشه این چیزا رو زود میگرفتاااا
۲ سال پیشساناز
0🤎🧡💛💚🩶🤍❤️💜💙🩵
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشFafa
1سلام آزاده جون خوش قلمم...واقعا از سورن بدم میاد... فک کنم بانو پیشنهاد میده باهم ازدواج میکن
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام عزیزم مرسی از لطفت. اول تمام کامنت هات با تنفر از سورن شروع میشن😂
۲ سال پیشسین
2مثل اینکه سورن تا خون سهندو نریزه آروم نمیگگیره
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا هم آروم نمیگگیره😆
۲ سال پیشم.ر
0اگه بانو باشه محمد پس چی میشه یا اینکه بانو اشتباه فکر میکرد🤔
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نمیدونم🤔 چی میشه یعنی؟
۲ سال پیشنهال
1عالیه حتما بانو پیشنهاد میده
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😁
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...
گگگگ
0وای نه من هنوز به سهند و ستایش امید دارم